۲۸اسفند ۱۳۹۴

عشقی که ابراز می کنم، عشقی است که به من ابراز می کنند. عشق مطلق همان طور که خود را دوست داشته و هم اکنون و همین جا، با تمام عیب های آشکار و گرفتاری هایم، خود را قبول دارم، با همان شیوه و وضعیت نیز می توانم شما را بپذیرم. وقتی در عشقم، برای […]

۲۷اسفند ۱۳۹۴

بدنم، آگاه است. مصونیت هر روز این موقعیت، آسان و آسان تر می شود که از عشق بدون قید و شرط برخوردار شوم. من معتقدم که هرچه «برداشت» می کنم به شرایط فکری ام بستگی دارد. آیا من معتقدم که «زندگی سخت است و من در پایان آن هستم.» با «من چندان خوب نیستم، پس […]

۲۶اسفند ۱۳۹۴

سرچشمه ی قدرت من، اندیشه ی من است. آگاهی من، آگاهی مطلق هستم. از این آگاهی، در هر راهی که بخواهم استفاده می کنم. من هستم که انتخاب می کنم، که در حیطه ی نیازمندی و در محدودیت ها آگاه باشم یا در حوزه ی بی نیازی، یگانگی، هماهنگی و تکامل. این آگاهی، نامحدود بوده، […]

۲۵اسفند ۱۳۹۴

من، همیشه برای رسیدن به بالاترین خوبی ها کار می کنم. بالاترین خوبی آن قدرتی که مرا خلق کرد، همان قدرتی است که مرا با دیگران آفرید و چنین خواست تا بالاترین خوبی ام را به کار ببندم. من نیز، بهترینم را انجام می دهم تا خود واقعی ام را بنا کرده و کنترل امور […]

۲۴اسفند ۱۳۹۴

می خواهم تغییر کنم. تحول ما، در زمان تحول زندگی می کنیم. این زمان، هنگام رهایی از اعتقادات قدیمی و آموختن باور های تازه است. تنهایی، خشم، جدایی، وحشت و درد، بخشی از سندروم قدیمی ترس بوده، و این خود نیز، دلیلی واقعی برای تغییر یافتن است. ما می خواهیم از ترس به سوی عشق […]

یک شب، هنگامی که سکوت جهان را فرا گرفت، زن و دخترش، در حالیکه در خواب راه می رفتند، در باغ مه گرفته شان یکدیگر را دیدند.

دوستان می توانند ادامه یا جایگزین هسته ی مرکزی خانواده باشند. بیشتر ما نیاز داریم که تجربه های زندگی را با دیگران قسمت کنیم. وقتی ما پیوند دوستی برقرار می کنیم، نه فقط در مورد دیگران، بلکه در مورد خودمان نیز آگاهی های بیشتری به دست می آوریم.

من شغلی خلاق دارم، اما ظاهرا نمی توانم متمول شوم. من از دوران خردسالی فقر زیادی را تجربه کردم. اکنون درک می کنم که برای متمول شدن لازم است باورهای طراحی شده ام را تغییر دهم. آنچه را که در دوران خردسالی پیوسته می شنیدم چنین بود: در این حول و حوش هیچ کس درآمد زیادی نداشته است. برای همه پول کافی وجود ندارد. کار نیست.

در گالری آکادمی فلورانس در ایتالیا،مجسمه دیوید،اثر میکل آنژ به چشم می خورد که بسیاری آن را زیبا ترین مجسمه ی موجود در جهان می دانند.گفته می شود که در اواخر عمر میکل آنژ،شخصی از او پرسید که چطور توانست چنین مجسمه ی زیبایی بسازد.

اگر ما نمی توانیم عشقی را که می گوییم خواستار آن هستیم، به خود اعطا کنیم، هیچ گاه آن را در دنیای بیرون نیز به دست نخواهیم آورد. وقتتان را صرف پیدا کردن چیزی نکنید که در دم در زندگی خودتان وجود ندارد. این کار را با مهرورزی و عشق به خود آغاز کنید.

اگر رفتار مادرتان با شما به گونه ای بوده باشد که گویی فردی بی ارزش هستید، متاسفانه شما نیز این رفتار را به عشق و مهر وصل می کنید. وقتی بزرگ می شوید به دنبال زنانی می روید که همچون مادرتان با شما رفتار کنند. زنی خوش رفتار و نیکو، شما را ناراحت و حتی دوست نداشتنی می کند.

«مردم می توانند هرجور دل شان بخواهد، فکر یا زندگی کنند، البته تا آنجایی که اثر منفی روی زندگی دیگران نگذارد. زندگی کن و اجازه بده دیگران هم زندگی کنند.»

ما چیزهای بسیاری می خریم تنها به این دلیل که احساس می کنیم، «آه اگر آن را داشتم، مقبول بودم.» با وجود این، افکار ما باز هم به همان باور قدیمی بازمی گردد: «ما به اندازه ی کافی خوب و مقبول نیستیم. ما به اندازه کافی نیکو و پسندیده نیستیم.»

ممکن است بگویید ترس در این سیاره موردی شایع است. شما هر روزه در خبر ها می توانید ترس را به شکل جنگ، قتل و حرص و آز ببینید یا بشنوید. ترس از نبود اطمینان به خودمان ناشی می شود و به آن دلیل ما به زندگی نیز اطمینان نمی کنیم.

یک انسان در حالت طبیعی،برای خوشبخت بودن،در آرامش زیستن،لذت و سود بردن از یک زندگی پر هیجان،ساخته شده.در این حالت طبیعی،در مورد خود و روابط تان با سایر افرادی که در زندگی تان هستند،احساس رضایت می کنید.

Scroll Up