پیام زیبا

عشقی که ابراز می کنم، عشقی است که به من ابراز می کنند. عشق مطلق همان طور که خود را دوست داشته و هم اکنون و همین جا، با تمام عیب های آشکار و گرفتاری هایم، خود را قبول دارم، با همان شیوه و وضعیت نیز می توانم شما را بپذیرم. وقتی در عشقم، برای […]

بدنم، آگاه است. مصونیت هر روز این موقعیت، آسان و آسان تر می شود که از عشق بدون قید و شرط برخوردار شوم. من معتقدم که هرچه «برداشت» می کنم به شرایط فکری ام بستگی دارد. آیا من معتقدم که «زندگی سخت است و من در پایان آن هستم.» با «من چندان خوب نیستم، پس […]

سرچشمه ی قدرت من، اندیشه ی من است. آگاهی من، آگاهی مطلق هستم. از این آگاهی، در هر راهی که بخواهم استفاده می کنم. من هستم که انتخاب می کنم، که در حیطه ی نیازمندی و در محدودیت ها آگاه باشم یا در حوزه ی بی نیازی، یگانگی، هماهنگی و تکامل. این آگاهی، نامحدود بوده، […]

من، همیشه برای رسیدن به بالاترین خوبی ها کار می کنم. بالاترین خوبی آن قدرتی که مرا خلق کرد، همان قدرتی است که مرا با دیگران آفرید و چنین خواست تا بالاترین خوبی ام را به کار ببندم. من نیز، بهترینم را انجام می دهم تا خود واقعی ام را بنا کرده و کنترل امور […]

می خواهم تغییر کنم. تحول ما، در زمان تحول زندگی می کنیم. این زمان، هنگام رهایی از اعتقادات قدیمی و آموختن باور های تازه است. تنهایی، خشم، جدایی، وحشت و درد، بخشی از سندروم قدیمی ترس بوده، و این خود نیز، دلیلی واقعی برای تغییر یافتن است. ما می خواهیم از ترس به سوی عشق […]

من زمان کافی در اختیار دارم. شکیبایی وقتی بی حوصله هستم یعنی نمی خواهم برای آموختن درس های لازم و فوری وقت بگذارم؛ در واقع فقط آن لحظه می خواهم کارم را انجام دهم. در ضمن یک بار شنیده ام: «لذت آنی، زودگذر است.» همیشه چیزی برای آموختن و چیزی برای دانستن وجود دارد. شکیبایی […]

عشق، عمیق تر از اختلافات است. تعصب عشق ورزی،در این سیاره،نیرویی است والا و نوین. من، هر روز زمان زیادی صرف می کنم تا برای یافتن یک حس خویشاوندی با همه ی مردم، دریچه های اندیشه و قلبم را بگشایم. مهم نیست کجا به دنیا آمده یا بزرگ شده ام، اهمیتی ندارد که رنگ پوستم […]

من، حاکم زندگی خویش هستم. توانایی هیچ کس، هیچ جا، یا هیچ چیزی قدرتی فراتر از من ندارد، زیرا من، تنها اندیشنده در ذهن خویش هستم. چونان کودکی، نشانه های اختیار خدایان را پذیرفتم. اکنون می آموزم که قدرتم را باز پس گرفته و نشان اختیار خویش باشم، و خود را نیز چون مسؤولی قدرتمند […]

من، خود را دوست داشته و خودم را آنگونه که هستم می پذیرم. گناه این، برای چشم پوشی از گناه یک بیان مثبت است. با این جملات مثل یک کودک، از سوی گناه به سوی رفتار خوب وادار می شوم: «آن طور نباش!»، «آن کار را نکن!»، «آن را نگو!»، و یا «نه! نه! نه!». […]

من، هرچه که نیاز داشته باشم، دارم. خوشبختی من، گنجینه ای بی پایان به ارث برده ام، و آن عشقی است که در قلب خویش نهفته دارم. من، بیشتر این گنجینه را با دیگران تقسیم می کنم تا ثروتمند تر شوم. خوشبختی، با حس خوبی کردن به خود آغاز می شود. و واقعا مهم نیست […]

Scroll Up