اعتیاد یعنی اتکا کردن به هر آنچه که بیرون از خودم است. من می توانم به مواد مخدر و الکل، مهرورزی زیاده و توتون معتاد باشم؛ و همچنین می توانم به سرزنش دیگران، به بیمار بودن، بدهکار بودن، قربانی بودن و انکار شدن معتاد باشم. با وجود این، من می توانم فراتر از همه ی چنین چیزهایی بروم. معتاد بودن، یعنی واگذار کردن قدرتم به چیزی یا عادتی. من همیشه می توانم قدرتم را باز پس بگیرم. این لحظه ای است که قدرتم را بر می گردانم! من انتخاب می کنم این عادت مثبت و این آگاهی را که زندگی در اینجا برای من وجود دارد، افزایش دهم. من می خواهم خودم را عفو کنم و پیش بروم. من از روح ابدی برخوردارم که همیشه با من بوده است و اکنون نیز با من است. من آسوده خاطرم و رها می کنم و به خاطر می سپارم که چون عادات کهن را رها می کنم، نفس بکشم و عادات مثبت جدید را انجام دهم.

یکی از شیوه های ابتدایی پنهان کردن هراس مان اعتیاد است. اعتیاد عواطف را فرو می نشاند، بنابراین ما چیزی را احساس نمی کنیم. با وجود این افزون بر اعتیادهای شیمیایی، اعتیادهای گوناگون دیگری هم وجود دارند، انواعی که من اعتیاد های الگویی می نامم- الگویی که می پذیریم تا ما را از حضور در زندگی کنونی مان باز دارند. چنانچه ما نخواهیم آنچه را که پیش رو داریم، سر و سامان بخشیم، یا اگر نخواهیم آنجایی باشیم که هستیم، الگویی داریم که موجب می شود تا نتوانیم به زندگی دست یابیم. برای برخی از افراد این الگو اعتیاد غذایی یا اعتیاد شیمیایی است. ممکن است در افراد الکلی تمایلی ژنتیکی وجود داشته باشد، با وجود این، انتخاب بیمار باقی ماندن نوعی انتخاب فردی است. بنابراین اغلب وقتی در مورد موضوعی موروثی حرف می زنیم، در واقع مفهومش آن است که کودک خردسال درون، شیوه های پدر و مادر را برای اداره ی ترس می پذیرند.

برای برخی دیگر اعتیادهای عاطفی وجود دارند. شما می توانید اعتیاد داشته باشید که در مردم اشکال و ایراد پیدا کنید. صرف نظر از هر اتفاقی که رخ می دهد همیشه کسی وجود خواهد داشت که او را سرزنش کنید. این تقصیر آنان است. آنان این بلا را سر من آورده اند.

ممکن است شما به افزایش صورت حساب ها معتاد باشید. بسیاری از آدم ها به مقروض بودن اعتیاد دارند؛ آنان به هر کاری دست می زنند تا بیش از تواناییشان مقروض بمانند. ظاهرا آنان به مقدار پولی که در می آورند، کاری ندارند.

ممکن است شما به انکار کردن معتاد باشید. هرجا که می روید کسانی را به سوی خود جذب می کنید که شما را نمی پذیرند. به هر صورت پذیرفته نشدن از جانب دیگران بازتابی است از نپذیرفتن خودتان. اگر شما خود را انکار نکنید، هیچ کس شما را انکار نخواهد کرد، یا اگر آنان نیز چنین کنند برای شما اهمیتی نخواهد داشت. از خود بپرسید، چه چیزی را در خودم نمی پذیرم؟

افراد زیادی هستند که به بیمار بودن اعتیاد دارند. آنان همیشه به چیزی مبتلا می شوند یا نگران بیمار شدن هستند. ظاهرا آنان به باشگاه های ماهانه ی بیماری تعلق دارند.

اگر می خواهید به چیزی اعتباد داشته باشید چرا به دوست داشتن خود معتاد نباشید؟ شما می توانید به ادای عبارات تاکیدی مثبت یا انجام کاری که حمایت گر شماست، معتاد باشید.

اعتیاد از آن رو ایجاد می شود که نمی دانیم چگونه خود را دوست داشته باشیم. ما از کاوش خود هراس داریم، در عوض از اعتیاد استفاده می کنیم تا از خودیابی بگریزیم. اگر ما بتوانیم نگرش مان را نسبت به خود تغییر دهیم، می توانیم از گریختن باز ایستیم، بیاموزیم که خودمان را دوست داشته باشیم و قدرت درونمان را پیدا کنیم.

عبارات تاکیدی برای غلبه بر اعتیاد

  • الگو های مقاومت در من تنها چیزهایی هستند که باید رها شوند.
  • زندگی مرا دوست دارد و می پروراند و حمایت می کند.
  • من به بهترین شیوه ای که می توانم عمل می کنم. هر روز مسائل و مشکلاتم آسان تر می گردند.
  • من می خواهم نیاز به هر نوع اعتیادی را کنار بگذارم.
  • من فراتر از اعتیاد هایم حرکت می کنم و خودم را به آزادی می رسانم.
  • من خودم و شیوه ی تغییر کردنم را تایید می کنم.
  • من قدرتمند تر از اعتیادهایم هستم.
  • من اکنون کشف می کنم که تا چه اندازه شگف انگیز هستم.
  • من انتخاب می کنم که خودم را دوست داشته باشم و از خودم لذت ببرم.
  • سرزنده و سر حال بودن برایم بی خطر است.

 

منبع:نامه هایی به لوئیز: پاسخ ها در درون شماست/ لوئیز ال. هی؛ ترجمه مینا اعظامی

Scroll Up