فرزندان اموال پدر و مادر های شان نیستند؛ آنان برکاتی از جانب دنیا هستند. آنان روح های شفاف و منفردی هستند، روح معنوی قدیمی که آمده اند تا تجربه ی بشری دیگری را به دست آورند. آنان پدر و مادرشان را برای درس ها و مبارزاتی که خواهند داشت، برگزیده اند. آنان در اینجا حضور دارند تا چیزهای زیادی را به ما بیاموزند به شرط آنکه برای یادگیری آماده باشیم. فرزندان در هماورد جویی اند زیرا شیوه ی نگرش شان نسبت به زندگی متفاوت است. پدر و مادرها پیوسته اصرار دارند که عقاید کهنه و قدیمی را به آنان بیاموزند، چیزهایی که فرزندان از روی غریزه می دانند که برایشان مفید نیست.
وظیفه ی والدین است که این روح، فضایی ایمن و پرورنده ایجاد کنند تا شخصیت کنونی اش را به سوی تکامل رشد دهد. ای کاش ما فقط می توانستیم درک کنیم هر فرزندی که به این سیاره می آید، شفا بخش است و به شرط آن که مورد تشویق و تمجید قرار گیرد، می تواند برای تعالی بشریت کارهای شگفت انگیزی انجام دهد. وقتی سعی می کنیم که فرزند را به اجبار در قالبی قرار دهیم که از پدر بزرگ ها و مادر بزرگ های مان رسیده است، آن گاه نسبت به آنان و همینطور نسبت به جامعه کم لطفی می کنیم.

پدر و مادر بودن و فرزندان

جداً واجب است که خطوط ارتباط با فرزندان را گشوده نگاه دارید. وقتی فرزندان درباره ی خواسته ها و نفرت های شان لب به سخن می گشایند، مکرراً به آنان گفته می شود، «این را نگویید. آن کار را انجام ندهید. این گونه احساس نکنید. نه، نه، نه،.» در نتیجه فرزندان از ارتباط برقرار کردن دست می کشند و گاه خانه را ترک می کنند. اگر شما می خواهید که فرزندانتان ضمن بزرگ شدن دور و بر شما باشند، در دوران نو جوانی خطوط ارتباطی را گشوده نگاه دارید. بی همتایی فرزندانتان را با کلام تحسین کنید. بگذارید آنان خودشان را به شیوه ی خودشان اظهار کنند، حتی اگر فکر می کنید که این کار فقط هوس و سرگرمی است. در آنان احساس خطا کاری ایجاد نکنید یا آنان را بر زمین نزنید. خدا می داند که من در طول زندگی ام بارها و بارها به هوس های گوناگون در افتادم و شما هم خواهید افتاد و فرزندانتان نیز همین طور.

فرزندان هرگز آن کاری را که ما می خواهیم انجام نمی دهند؛ آنان کاری را انجام می دهند که ما می کنیم. ما نمی توانیم بگوییم، «سیگار نکشید» یا «ننوشید» یا «مواد مخدر مصرف نکنید» وقتی خودمان همان کار را انجام می دهیم. ما باید نمونه های مناسبی باشیم و به نوعی زندگی کنیم که می خواهیم فرزندانمان آن گونه زندگی کنند. وقتی پدر و مادر به مهر و محبت و دوست داشتن یکدیگر اهمیت دهند، در بطن خانواده هماهنگی حیرت انگیزی ایجاد می شود. فرزندان به حس تازه ی عزت نفس پاسخ می دهند و به تدریج آنچه را که هستند ارج می نهند و محترم می شمارند. اگر ما بتوانیم به فرزندانمان نشان دهیم که آنان قربانی نیستند و این امکان برای آنان وجود دارد که با پذیرفتن مسؤولیت زندگی شان تجربیات شان را تغییر دهند، پیشرفت های مهمی را شاهد خواهیم بود.

ما مجبور نیستیم «والدینی کامل» باشیم. اگر والدینی مهر آمیز باشیم، فرزندانمان فرصتی خواهند داشت تا آن کسی شوند که ما دوست داریم به منزله ی دوست برگزینیم. آنان افرادی خود شکوفا و موفق خواهند بود. خودشکوفایی آرامش درونی را به همراه دارد. من فکر می کنم بهترین کاری که ما می توانیم برای فرزندانمان انجام دهیم آن است که بیاموزیم خودمان را دوست داشته باشیم زیرا فرزندان همیشه از نمونه ها می آموزند. ما نیز زندگی بهتری خواهیم داشت و آنان نیز همین طور.

 

 

عبارات تاکیدی برای پدر و مادرها

من آشکارانه و آزادانه با فرزندانم رابطه ی دوستی برقرار می کنم.

فرزندانم تحت حمایت الهی قرار دارند.

من خانواده ای دوست داشتنی، سازگار، مسرور و تندرست دارم.

فرزندانم به هر کجا که می روند ایمن و به دور از خطرند.

من با فرزندانم رابطه ای مهر آمیز و آرامش بخش دارم.

فرزندانم قوی بار می آیند و خودشان را دوست دارند.

من بی همتایی فرزندانم را می پذیرم و ارج می نهم.

من اجازه می دهم فرزندانم خودشان را آزادانه اظهار کنند.

فرزندانم را دوست دارم و آنان نیز مرا دوست دارند.

ما همگی بخشی از خانواده ای با محبت و سرشار از عشق هستیم.

منبع:نامه هایی به لوئیز: پاسخ ها در درون شماست/ لوئیز ال. هی؛ ترجمه مینا اعظامی

Scroll Up