لوئیز هی: این کتاب مجموعه ی نامه هایی است که من طی سال ها از مردم سراسر جهان دریافت کرده ام و پاسخ داده ام. نامه ها بیانگر نگرانی های عمیقی است نسبت به بسیاری از حیطه های زندگی. تقریبا تمام کسانی که به من نامه نوشته اند، به نوعی می خواستند خودشان و جهانشان را تغییر دهند. من در پاسخ هایم سعی کرده ام در نقش واسطه، به این افراد کمک کنم تا اهداف شان را به انجام برسانند.

نامه ای که به دولتمندی مربوط می شود:

متن نامه:
لوئیز عزیز،
من شغلی خلاق دارم، اما ظاهرا نمی توانم متمول شوم. من از دوران خردسالی فقر زیادی را تجربه کردم. اکنون درک می کنم که برای متمول شدن لازم است باورهای طراحی شده ام را تغییر دهم. آنچه را که در دوران خردسالی پیوسته می شنیدم چنین بود: در این حول و حوش هیچ کس درآمد زیادی نداشته است. برای همه پول کافی وجود ندارد. کار نیست. در این جامعه همه بی چیز و تنگدست هستند. فقر و نداری همان دولتمندی معنوی است. شما تا زمان مرگ گرسنگی خواهید کشید. شما مهم نیستید و کسی شما را دوست ندارد. همه در رنج و عذاب اند. شما نمی توانید اوضاع بهتری داشته باشید، درآمدی بیش تر یا کاری پایدار داشته باشید زیرا شما نیز از همین قشر برخاسته اید. کسانی که اینجا را ترک کرده اند، همگی بیمار شده اند و مرده اند، یا آنکه کشته شده اند. در اینجا همه به خانه باز می گردند  چرا که بیرون ماندن وحشتناک است. خواسته ی شما اهمیتی ندارد. ما هیچ گاه مقدار زیادی نداشتیم و نخواهیم داشت. همه ی کسانی که در آن بیرون هستند، می خواهند به تو صدمه برسانند. افراد پولدار، جاه طلب و بی توجه اند. شما باید در همان سطح اجتماعی خودتان باقی بمانید.

اگر برای تغییر این الگوها توصیه هایی داشته باشید، بسیار سپاسگزار و مسرور خواهم شد.

جواب نامه:
عزیزم،
پیش از هرکاری اگر تمرین عفو و بخشایش را انجام دهید، برای تان مفید خواهد بود. بیایید با هم تاکید کنیم «من اکنون همه ی کسانی را که در دوران خردسالی ام، در کمال نادانی و جهل مطالبی منفی و نادرست را درباره ی خودم به من القا کرده اند، عفو می کنم. من والدینم را دوست دارم و اکنون فراتر از افکار قدیمی و محدود کننده شان پیش می روم. من اذعان دارم که این عبارات تاکیدی باور هایی جدید و حقیقی درباره ی خودم و زندگی ام هستند. من آنها را به منزله ی حقیقت می پندارم و می دانم که لایق همه ی خوبی های این جهان هستم.»

اکنون هریک از این باور های دوران خردسالی را به عبارت تاکیدی عوض کنید:

●من با شرایط زیستی همسایگانم مربوط نیستم.

●من به خودم امکان موفق شدن می دهم.

●در این جهان بیش از ذرات شن، پول وجود دارد.

●من آنقدر برای خودم کار ایجاد می کنم که نمی توانم همه ی آن ها را اداره کنم و می دانم که کارهایم بسیار پرسود و بار آورند.

خداوند همه ی کسانی را که استعداد و توانایی های شان را به کار می برند تا به شیوه هایی دوست داشتنی غنی گردند، دوست دارد.

●اکنون من همه ی باور های منفی قدیمی را دور می ریزم. آنها دیگر به درد من نمی خورند.

●من به خودم و به زندگی اهمیت می دهم. جهان مرا عمیقا دوست دارد و می پروراند.

●کار خلاق درونی ام به اندازه ی کار سخت بیرونی ام صداقت دارد و اغلب نیز پول فراوانی برایم فراهم می کند.

●هرکس که به رنج بردن اعتقاد دارد، رنج می برد. من دیگر به درد اعتقاد ندارم.

●من اکنون هر کاری را با آسودگی انجام می دهم.

●من پیشاپیش، بیش از آنچه که پیش تر داشتم، دارم.

●من هر روز و به هر شیوه ای بهتر و بهتر از پیش می شوم.

●من می توانم به دیگران نشان دهم که چگونه با شکوه و خیرخواهانه زندگی کنند.

●من خودم به تنهایی قادرم متمول باشم.

●من خودم هستم و قوانین فردی خودم را بنا می کنم.

●اگر کسی به دنبال ترس باشد، ترس را می یابد. من به هرکجا که می روم، و هرکجا که می نگرم، تنها خوبی ها را می یابم.

●من در خانه ام که همانا دنیاست، زندگی می کنم.

●وقتی باور کنم که شایسته ی هرچیز نیکویی هستم، جهان به همه ی خواسته هایم پاسخ خواهد گفت.

●زندگی ام دارای معنی و مفهوم است.

●من برای درک و شناخت آینده به گذشته نگاه نمی کنم.

●من شایسته ام و هر آنچه را که می خواهم دارم.

●در سینه ی همه ی افراد، مهر و علاقه ی وافری نسبت به من وجود دارد. من با عشق احاطه شده ام.

●همه ی افراد متمولی را که می شناسم مهربان، دوست داشتنی و معقول هستند.

●وقتی بخشی از دولتمندی ام افزایش می یابد، من آزادم که از یک سطح اجتماعی به سطحی دیگر منتقل شوم بی آنکه احساس گناه یا ترس داشته باشم.

بسیاری از افراد درباره ی تمول و پول باورهایی منفی دارند. این باور ها، آگاهی هایی هستند که آنان در دوران خردسالی به دست آورده اند، اما اکنون که بزرگ شده اند می توانند این دیدگاه ها را تغییر دهند تا زندگی شان را بهبود بخشند. من در خانواده ی فقیری متولد شده ام، اما ترتیبی دادم تا فراتر از آن فقر پیش بروم. امروز من در همه ی حیطه های زندگی ام متمول هستم. می توانید از عبارات تاکیدی بیشتری نیز استفاده کنید. اگر آن ها را بر روی کاغذ بنویسید و در محلی قابل دید قرار دهید، برای تان مفید تر خواهند بود.

●امروز من متمول و ثروتمندم. اگر خانواده و دوستان دوران خردسالی ام می خواهند افکاری محدود داشته باشند، هیچ اشکالی ندارد. آنان مجبور نیستند که به همان شیوه ی من رشد کنند.

●من اکنون کاری را که دوست دارم، انجام می دهم و از برای آن نیز دستمزد می گیرم. من می دانم پولم را چگونه حفظ و پس انداز کنم. من لیاقت دارم که در بانک پولی پس انداز کنم. و اکنون نیز این چنین عمل می کنم. همه ی صورت حساب هایم پرداخت می شوند و باز هم برای اندوختن، پول دارم.

●وقتی از شرایط پیرامون خسته و کلافه می شوم، در میابم که الگوهای قدیمی، خود را آشکار می کنند. پس به آرامی به اندرون می روم و از خود می پرسم، «چه کاری برایم بهتر است؟» آن گاه همه ی سردرگمی هایم دور می شوند و می فهمم که برای گام نهادن به مرحله ی بعدی باید چه کار کنم.

●کودک درونم دیگر نمی خواهد باور داشته باشد که دیگری به طور اجتناب ناپذیر از من استفاده خواهد کرد. وقتی این اعتقاد مضحک را کنار بگذارم، او ناپدید می شود و به نهانگاهی می رود که از آنجا آمده است.

دست کم یک ماه تا دو ماه این عبارات تاکیدی را روز و شب زمزمه کنید. وقتی افکارتان را تغییر دهید، جهانتان نیز تغییر می کند. به این عبارت پایبند باشید، به طور حتم پیروز خواهید شد.

منبع:نامه هایی به لوئیز: پاسخ ها در درون شماست/ لوئیز ال. هی؛ ترجمه مینا اعظامی

Scroll Up