لوئیز هی: این کتاب مجموعه ی نامه هایی است که من طی سال ها از مردم سراسر جهان دریافت کرده ام و پاسخ داده ام. نامه ها بیانگر نگرانی های عمیقی است نسبت به بسیاری از حیطه های زندگی. تقریبا تمام کسانی که به من نامه نوشته اند، به نوعی می خواستند خودشان و جهانشان را تغییر دهند. من در پاسخ هایم سعی کرده ام در نقش واسطه، به این افراد کمک کنم تا اهداف شان را به انجام برسانند.

نامه ای که به عنوان روابط عاشقانه مربوط می شوند:
متن نامه:
لوئیز عزیز،
در سال های اخیر در خصوص روابط بین زن و مرد بحث هایی جدی مطرح بوده است و من نیز به این موضوع زیاد فکر کرده ام. چرا برخی از مردان، زنانی را دوست دارند که با آنان به گونه ای رفتار می کنند گویی فردی بی ارزش اند. این مردان بدون در نظر گرفتن افراد خوب و نیکویی که با آنان مواجه می شوند، برای نپذیرفتن مهربانی و عشق، بهانه ای می یابند. می گویند زنانی که با آنان بدرفتاری می شود، با نبود عزت نفس مواجه اند، اما عزت نفس مردان به اندازه ی عزت نفس زنان مورد گفت و گو قرار نمی گیرد. نظر شما چیست؟

جواب نامه:
عزیزم،
اگر رفتار مادرتان با شما به گونه ای بوده باشد که گویی فردی بی ارزش هستید، متاسفانه شما نیز این رفتار را به عشق و مهر وصل می کنید. وقتی بزرگ می شوید به دنبال زنانی می روید که همچون مادرتان با شما رفتار کنند. زنی خوش رفتار و نیکو، شما را ناراحت و حتی دوست نداشتنی می کند. به همین ترتیب است که در زنانی که در دوران خردسالی، پدرانی سوء استفاده گر داشته اند. آنان نیز هشیارانه به سوی مردانی کشیده می شوند که چنین سوء استفاده ای را ادامه دهد.

از آن روست که کار عفو و بخشایش این همه اهمیت دارد. منظور آن نیست که بگویم آنچه در گذشته رخ داده، قابل قبول بوده است، بلکه لازم است خودمان را از زندان رنجش و تلخی آزاد کنیم. من می دانم که سال های زیادی از زندگی ام را در خود ترحمی و رنجش به سر بردم. تا وقتی که گذشته ام را عفو نکردم، نتوانستم زندگی خوبی را برای خود آغاز کنم. افکار رنجش زا و خود دلسوزانه، نمی توانند در زندگی مان خوشی و سرور ایجاد کنند.

بنابراین می بینید که همه ی ما در روابط مان با دیگران دارای حیطه های تسلی بخش هستیم. این حیطه ها، وقتی که ما بسیار کم سن هستیم شکل می گیرند. اگر پدر و مادرمان با عشق و مهر و احترام با ما رفتار کنند، ما این رفتار را به مورد علاقه و مهر بودن مربوط می کنیم. اگر همچون بسیاری از ما، پدر و مادرمان نتوانستند با عشق و مهر و احترام با ما رفتار کنند، ما نیز آموختیم که به این نوع کاستی ها عادت کنیم. ما بدرفتاری ها را با مورد علاقه و مهر بودن مربوط می کنیم. این روش به الگویی تبدیل می شود که ما ناهشیارانه در همه ی رابطه های مان به کار می بریم.

این الگوی اعتقادی بد رفتاری – یعنی بد رفتاری کردن نشانگر عشق و مهر نشان دادن است- به جنس زن یا مرد منحصر نمی شود. با وجود این در زنان بیشتر دیده می شود زیرا آنان از نظر فرهنگی تشویق می شوند که آسیب پذیر باشند و این چنین نیز هستند، در نتیجه وقتی زندگی شان خوب پیش نرود، راحت تر می پذیرند. با وجود این وقتی شمار بیشتری از مردان خواهان پیوند با آسیب پذیری شان باشند، این شرایط تغییر می کند. عبارت تاکیدی مناسب برای همه ی ما این چنین است: من قلبم را به سوی عشق می گشایم.

منبع:نامه هایی به لوئیز: پاسخ ها در درون شماست/ لوئیز ال. هی؛ ترجمه مینا اعظامی

Scroll Up