نیازها و خواسته هایم را قربانی دیگران می کنم. از خواسته هایم می گذرم و برنامه هایم را تغییر می دهم تا بتوانم به کسانی که به من نیاز دارند کمک کنم. حتی به قیمت این که تمامی کارهایم را رها کنم باز هم برای کمک کردن به دوستان آماده ام.

تحلیل

البته بشر دوستی صفتی پسندیده است، اما وقتی خواسته هایتان را به خاطر منافع دیگران کنار می گذارید در اینجا مساله ای فراتر از بشر دوستی مطرح است. ممکن است ترجیح دهید از دیگران مواظبت کنید، چرا که با این روش از مشکلات تان دور می شوید. نصیحت کردن دیگران خیلی ساده تر از بررسی و سنجیدن زندگی خودمان است.

در موارد حادتر، نه تنها وقت خود، بلکه گاهی همه ی زندگی تان را به دیگران اختصاص می دهید. احساس می کنید در زندگی شخصی تان قادر نیستید به چیزهایی بزرگ دست یابید، بنابراین خود را وقف خدمت کردن به دیگران و برآورده کردن نیازهایشان می کنید. انگیزه ی این رفتار، با انگیزه ی افرادی که خودشان را وقف خدمت به انسانیت می کنند، متفاوت است. این افراد به کمک دیگران می روند زیرا احساس می کنند هدف شان در زندگی همین است. اما شما این کار را به بهای زندگی تان انجام می دهید.

از شور و شوق و لذت های زندگی می گذرید، چرا که احساس می کنید سزاوار و شایسته ی داشتن یک زندگی خوب و ارزشمند و مفید نیستید. با خود کم بینی و احساس حقارت، لیاقت و ارزش خود را منوط به نظرات دیگران می دانید. در نتیجه، بیشتر به نظر و عقاید دیگران در مورد خود اهمیت می دهید تا نظر خودتان.

راهکار اول

از دیگران کمک بگیرید بدون اینکه به خود بگویید روزی باید تلافی کنید. اگر همیشه برای دیگران نقش یک فدایی را ایفا کرده اید، شاید این مشکل ترین کاری باشد که تا به حال انجام داده اید، اما حتما این کار را انجام دهید. از اطرافیان تان بخواهید تا به شما لطف و کمک کنند . اگر آنها واقعا لیاقت دوستی را داشته باشند از درخواست تان ناراحت نمی شوند. در واقع خوشحال هم خواهند شد از این که بالاخره می توانند کاری برایتان انجام دهند( شاید سال ها تلاش کرده اند چنین کاری را انجام دهند اما موفق نمی شدند.) اگر تصور می کنید با درخواست کمک از دیگران، آن ها فکر می کنند شما شخصی خودخواهید، به خود بگویید که با این روش، یعنی با خوشحال کردن آن ها در مورد این که می توانند کاری برایتان انجام دهند، می توانید به آنان کمک کنید.

هدف از این تمرین این است که از لطف و بخشش دیگران منتفع شوید، نه این که خود را بیشتر مدیون آنان احساس کنید. یاد بگیرید هیچ اشکالی ندارد اگر گاهی به همسر یا دوست تان اجازه دهید تا شام بپزد، صورتحساب ها را بپردازد یا اتومبیل را برای تعمیر به تعمیرگاه ببرد. وقت بیشتری را به خود اختصاص دهید یا یک استراحت درست و حسابی بکنید.

 

راهکار دوم

مجدداً با اهدافتان ارتباط برقرار کنید. قبل از اینکه برای دیگران کاری انجام دهید از خود این سوال را بپرسید: «آیا من این کار را به دلیل این که او را دوست دارم انجام می دهم یا به خاطر اینکه می خواهم او مرا دوست بدارد؟» تفاوت میان احترام گذاشتن و ارج نهادن به خواسته های تان و برآورده کردن آرزو های دیگران تنها به خاطر جلب نظرشان را بشناسید. اگر انگیزه و هدف تان برای کمک به شخصی این است که وادارش کنید شما را دوست بدارد یا اینکه در نظرش دوست داشتنی جلوه کنید، پس اصلا چنین کاری را انجام ندهید. باید بیاموزید هر کاری را فقط به خاطر خود و دلایل تان انجام دهید نه به خاطر دیگران.

در زندگی به چه چیز عشق و علاقه دارید؟ دلیل انجام کارهای تان چیست؟ همین حالا علائق و اشتیاق هایتان را ارزیابی کنید. مهم ترین اهداف و علاقه مندیهای تان و دلیل اهمیت شان را یادداشت کنید. داشتن چنین اهدافی چه فوایدی برایتان دارد؟ برای رسیدن به این اهداف شور و شوق داشته باشید و تصور کنید که همین حالا به آنها دست یافته اید. با تجسمی واضح و شفاف، در جهت تحقق اهدافتان گام بردارید.

منبع:کلنجار های ذهنی:یکصد چرای آزار دهنده و مخرب/دیوید جی لیبرمن؛امیر حسن مکی،هانیه حق نبی مطلق

Scroll Up