من، دوست دارم که بیاموزم.

درس
من آموخته ام که عشق پنهان در دل هر درس را بیابم. هریک از ما، برای آموزش درس هایی این جا هستیم. من، راجع به ارتباط بین اندیشه ها و تجربه هایمان چیزهایی می آموزم و بهترین کاری را که می توانم با دانش و فهم خود تطبیق دهم، انجام خواهم داد. آموختن هر «درس» باید با خواسته مان تغییر یابد. خود روحانی یا خود برتر من، بدون تغییر و جاودانه است، پس آن چه موقتی تغییر می کند، خود انسانی من است. من یاد گرفته بودم که این مطلب را باور کنم: «تغییر دشوار است.» خب! اکنون بر این باورم که می توانم با نفوذ کردن در چیزی، آن را تغییر داده، یا حداقل می دانم که تغییر دادن آن، آسان است. من می توانم تحمل کنم، انکار نمایم، عصبانی شوم و گرد خود دیوار هایی قطور بسازم، اما می توانم این درس ها را هرگز نیاموزم. این بستگی به من دارد که چه درسی بیاموزم.

منبع: زنان خردمند نغمه افسردگی سر نمی دهند/نویسنده:لوئیز ال.هی؛مترجم:م.ن.مینا.

Scroll Up